درباره نویسنده
حجت لباف
contact@hojjatlabbaf.tk info@hojjatlabbaf.tk http://hojjatlabbaf.tk/
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • حجت لباف
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شما
  • فریاد 7
  • فریاد 6
  • فریاد 5
  • فریاد 4
  • فریاد 3
  • کجایی
  • فریاد 2
  • کجایی
  • فریاد 1
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • شهریور ۸٥
دوستان من
  • بزرگترين پايگاه اينترنتی موسيقی ايران
  • وب سایت رسمی حجت درولی
  • وبسایت رسمی رضا نامی
  • مریم ذاکری
  • وب سایت رسمی حمید طالب زاده
  • مرکز پخش کمپانی آریا رکوردز
  • وبسایت اختصاصی معین سعادتمند
  • وب سایت رسمی مهدی شمس الدینی
  • محمد رضا
  • بهترین های ایران
  • بفرما تو دم در بده
  • بیات راجه
  • عمران
  • امیر اکرامی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



چهــــــــــره های درخـــــــشان
زندگینامه بزرگان معاصر ایران و جهان
رونالدو ده آسیس موریا - رونالدینیو
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٢۸

فوتبالیست مشهور برزیلی است که بیشتر با نام رونالدینیو گائوچو یا تنها «رونالدینیو» شناخته می‌شود.وی در شهر پورتو آگره و در ۲۱مارس ۱۹۸۰به دنیا آمد.اسم اصلی وی رونالدو ده آسیس موریا است. رونالدینیو به زبان پرتغالی یعنی رونالدوی کوچک.

وی در بارسلونا بازی می‌کند و تا به حال دو بار از سوی فیفا به عنوان بهترین بازیکن جهان شناخته شده است.

رونالدینیو در تیم زیر 17 سال برزیل شرکت داشت و در جام جهانی زیر 17 سال مصر در سال 1997 برای برزیل به میدان آمد و درخشید. رونالدینیو اولین بار در 19 سالگی و در سال 1999 به تیم ملی بزرگسالان برزیل دعوت شد و در 26 ژوئن همان سال برای اولین بار مقابل لاتویا به میدان آمد. اولین تورنمنتی که او در آن شرکت داشت جام ملت‌های آمریکای جنوبی سال 1999 بود که او در اولین بازی خود در آن _ در مقابل ونزوئلا_ گلی را به ثمر رساند و در پیروزی برزیل نقش داشت.

رونالدینیو در فتح جام جهانی 2002 توسط برزیل نیز نقش داشت و مشخصاً در مرحله‌ی یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد و از فاصله‌ی 25 متری، دروازه‌ی انگلستان را گشود. او در همان بازی به علت خطا روی دنی میلز اخراج شد و نیمه‌ی نهایی را از دست داد اما مجدداً در فینال به میدان آمد و در پیروزی دو بر صفر مقابل آلمان و فتح جام شرکت داشت.

در 9 ژوئن 2005 او به عنوان کاپیتان تیم ملی برزیل در مسابقات جام کنفدراسیون‌ها شرکت کرد و به همراه برزیل فاتح آن مسابفات شد. فینال آن بازی‌ها بین آرژانتین و برزیل بود که به پیروزی 4-1 برزیلی‌ها انجامید و رونالدینیو بهترین بازیکن این دیدار شناخته شد.

رونالدینیو در تیم برزیل برای جام جهانی 2006 حضور داشت.

رونالدینیو فوتبال حرفه‌ای را از تیم جوانان گرمیو (در شهر پورتو آلگره)‌ شروع کرد. اولین مربی او لوئیس فیلیپ اسکولاری بود که بعدها در فتح جام جهانی 2002 نیز مربی او شد. او برای اولین بار در جام باشگاه های آمریکای جنوبی در تیم بزرگسالان به میدان آمد و سبک بازی، شم گلزنی، و قدرت کنترل توپ توسط او به شهرتش انجامید و نهایتا در 1999 در سن 19 سالگی به تیم ملی برزیل دعوت شد.او در سال 2001 درصدد جدایی از گرمیو بود و از بسیاری از باشگاه‌ها بخصوص باشگاه‌های انگلیسی پیشنهاد داشت. علیرغم تمام این پیشنهادات _ و برای مثال پیشنهاد باشگاه لیدز با رقمی نجومی _ او به لیگ فرانسه رفت و با پاری سن ژرمن قراردادی پنج ساله بست.در 2001 رونالدینیو از گرمیو جدا شد و به پاری سن ژرمن پیوست. او در پاری سن ژرمن با مربی، لوئیس فرناندز، مشکلاتی داشت و مربی مدعی بود که او بیش از حد درگیر ذرق و برق پاریس و مسائل حاشیه‌ای است.

پس از جام جهانی و درخشش ویژه‌ی او ، رونالدینیو مورد پیشنهادات بسیار قرار گرفت و بالاخره در 2003 قصد جدایی خود را اعلام کرد. در نتیجه باشگاه‌های بزرگ جهان همگی شروع به ارائه‌ی پیشنهادهای خود کردند. منچستر یونایتد و بارسلونا مهم‌ترین پیشنهاد‌ دهنده‌ها بودند.در 19 ژولای 2003 رونالدینیو با مبلغ 18 میلیون پوند به بارسلنا پیوست. خوان لاپورتا، رئیس وقت بارسلونا، ابتدا قول آوردن دیوید بکهام را داده بود؛  اما پیوستن بکهام به رئال مادرید او را بر آن داشت که به دنبال رونالدینیو برود و در نهایت از سد رقبایی چون منچستر یونایتد گذشت و رونالدینیو را جذب کرد. بدین ترتیب رونالدینیو در میان بازار شایعات به باشگاهی پیوست که قبلا برزیلی‌های بسیاری را در خود پرورش داده بود؛ همچون:اواریستو، روماریو،وریوالدو،رونالدو.

رونالدینیو از همان ابتدا هنر خود را در بارسلونا نیز نشان داد. او در بازی تدارکاتی مقابل آث میلان گلی به ثمر رساند و از پایه‌های پیروزی 2 بر صفر تیمش بود. این اولین گل او برای بارسلونا بود.او در اولین فصل حضورش در لالیگا به همراه بارسلونا به نایب قهرمانی آن رسید.در 20 دسامبر 2004 رونالدینیو از سوی فیفا به عنوان بازیکن برگزیده‌ی سال انتخاب شد و در این راه تیری آنری و آندری شوچنکو را مغلوب کرد.

در 19 نوامبر 2005 هنرنمایی رونالدینیو و به ثمر رساندن دو گل از سمت او بود که باعث پیروزی سه بر صفر بارسلونا مقابل رئال مادرید شد.رونالدینیو در سال 2004 و 2005 به خوبی برای تیمش به میدان رفت و به عنوان بهترین بازیکن اروپا و بهترین مهاجم جام قهرمانان اروپا انتخاب شد. رونالدینیو سومین فوتبالیست برزیلی تاریخ است که عنوان بهترین بازیکن سال اروپا را به دست می‌آورد. او در 19 دسامبر 2005 دوباره به عنوان بهترین بازیکن سال انتخاب شد و این عنوان را از فرانک لمپارد و ساموئل اتوو ربود. رونالدینیو در سال 2006 نیز در جام قهرمانان اروپا برای بارسلونا به میدان آمد.در 7 مارس 2006 او در بازی برگشت مقابل چلسی انتقام سال گذشته را با به ثمر رساندن یک گل در تساوی یک بر یک مقابل چلسی گرفت. این تساوی باعث صعود بارسلونا به یک چهارم نهایی بازی‌ها شد.جلوه‌ی دیگر رونالدینیو در 18 آپریل 2006 و بازی رفت نیمه‌نهایی مقابل آث میلان بود که رونالدینیو با پاس خود، پایه‌گذار تک گل بازی توسط لودویک ژولی شد. بازی برگشت نیز بدون گل تمام شد تا رونالدینیو به همراه بارسلونا به فینال بازی‌ها راه پیدا کند. در این میان در 3 می 2006 بارسلونا با شکست دادن یک بر صفر سلتاویگو قهرمان لیگ اسپانیا شد و رونالدینیو نیز این افتخار را به کارنامه‌اش افزود. تنها چند هفته بعد، در 17 می 2006، بارسلونا به فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و آن‌جا آرسنال را 2 بر یک مغلوب کرد. رونالدینیو این فصل را با مجموع 25 گل تمام کرد که تابه حال بهترین رکورد او است.

زندگی شخصی:

میگوئلینا_ مادروی_ سابقاً فروشنده‌ی خانه‌به‌خانه بوده است و اکنون پرستار است. ژائو _ پدر او _ کارگر کشتی بود و در ضمن فوتبالیست آماتوری، برای تیم کروزیرو. ژائو در هشت سالگی رونالدینیو هنگام شنا در استخر خانوادگی دچار حمله‌ی قلبی شد و درگذشت. ‌ روبرتو _ برادر بزرگ رونالدینیو _ در سطح حرفه‌ای و برای باشگاه گرمیو بازی می‌کرد؛اما مصدومیت باعث شد فوتبال را کنار بگذارد. او در حال حاضر مدیر برنامه‌های رونالدینیو است.رونالدینیو با خاناینا ناتیل ویانا مندس، رقاصه‌ای که سابقه‌ی شرکت در برنامه‌ی تلویزیونی "دومینگائوده فائوستائو" را داشت، ازدواج کرد و در 25 فوریه 2005 صاحب اولین فرزند خود از خاناینا شد و او را به یاد پدرش ژائو نام‌گذاری کرد.

معروف است که او از کودکی به فوتسال و فوتبال ساحلی علاقه داشت و استعدادش به همان‌ زمان بر می‌گردد.

رونالدینیو در ضمن از طرفداران پر و پا قرص موسیقی برزیلی است و با دوستانش طبل می‌نوازد و آواز می‌خواند.

نظرات ()



استیون هاوکینگ
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٢٥

استیون هاوکینگ (Hawking Stephen )

در دی ماه 1380 شمسی/ 8 ژانویه 2002 ، به مناسبت شصتمین سال تولد استیون هاوکینگ جشنواره‌ای در انگلیس و امریکا جهت نکوداشت وی برگذار شد.

استیون هاوکینگ در 8 ژانویه 1942 _ درست 300 سال پس از مرگ گالیله _ در اکسفورد انگلستان به دنیا آمد. پدر او پزشک و به پژوهش در طب مشغول بود. مادرش فلسفه و سیاست آموخت. استیون پسر کوچک اندامی بود که به کندی خواندن را فرا گرفت و هرگز در کلاس درس٬ از شاگردان متوسط کلاس بالاتر نبود؛ لیکن او بسیار کنجکاو، خیال پرداز و دوستار موسیقی بود.

پدر استیون دوست داشت پسرش پزشک شود؛ زیرا تصور می‌کرد برای دانش آموختگان ریاضیات شغلی به غیر از معلمی وجود ندارد. اما استیون زیست شناسی را بیش از حد توصیفی و به اندازه‌ی کافی بنیادین نمی‌شمرد. او به هیئت و فیزیک دل بسته بود و در سال 1959 برای پیگری فیزک به کالج رفت.

او به فیزیک از آن رو علاقه‌مند بود که چگونگی کارکرد جهان را توضیح می‌داد. از نظر او ریاضیات صرفاً ابزاری برای کاووش‌های فیزیک به شمار می‌رفت.او در سال 1965 به کالج کمبریج وارد و به عنوان پژوهشگر فیزیک نظری به کار مشغول شد و در همان سال با جین وایلد ازدواج کرد.

نشانه‌های ASL _ بیماری خطرناک و علاج ناپذیر دستگاه عصبی _ از چندی پیش در وی مشاهده گردیده بود. در سال 1975 واتیکان مدال پایوس دوازدهم را به اسیون هاوکینگ به عنوان «دانشمند جوان با اثری متمایز» اهدا کرد و وی به همراه برنارد کار به رم رفتند تا جایزه را از پاپ ششم دریافت کنند. در سال 1981 در پی شرکت در کنفرانس کیهان شناسی در واتیکان با پاپ ملاقات کرد. در سال 1979 او به عنوان پرفسور لوکازین ریاضیات در دانشگاه کمبریج که زمانی به اسحاق نیوتن تعلق داشت برگزیده شد. کتاب « تاریخچه‌ی زمان » وی در سال 1988 به چاپ رسید و بارها و بارها تجدید چاپ و سال‌ها در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های اروپا و امریکا قرار داشت.

استیون هاوکینگ قرار بود در مراسم مسابقات المپیاد فیزیک که در اصفهان ایران برگذار شد حضور داشته باشد ولی سفر ایشان به ایران منتفی شد.

بحث جنجالی مرغ وتخم مرغ:

همه ما این سؤال رو شنیدیم که اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟

آیا طرح همچین سؤالی درست هست یا نه؟

اول بودن در این سوال به معنای زودتر بودن است و بحث زمان مطرح می‌شود. همه‌ی ما می‌دانیم طبق نظریه انیشتین هر جسمی که با سرعت نور حرکت کند زمان بر او اثر نمی‌کند. و مثالی زده شده: اگر دوقلوهایی به دنیا بیایند و یکی از آنها را سوار وسیله‌ای کنیم که با سرعت نور حرکت کند، لذا بعد از 20 سال یکی از این دوقلوها 20ساله است و دیگری هنوز نوزاد است. پس نتیجه می‌گیریم که ابتدای زمان لحظه‌ای است که فوتون‌های نور به وجود آمده‌اند. زمان از آن لحظه آغاز شده است ؛ لذا اگر هر اتفاقی قبل از آغاز زمان صورت بگیرد، تقدم و تأخری ندارد. لذا طرح این چنین سؤالاتی کاملاً اشتباه است.

باز این جا مسأله‌ای دیگر مطرح می‌شود « زندگی جاودانه »  :

در دو حالت زمان بر انسان اثر نمی‌کند:

1) با سرعت نور حرکت کند:این کار غیر ممکن است زیرا طبق نظریه انیشتین اگر انسان بخواهد با سرعت نور حرکت کند وزنش به بی‌نهایت میل می‌کند.

2) درون سیاه چاله‌ها برود.

اگر فردی در درون سیاه چاله وارد شود به محض ورود از سر تا پایش تکه تکه خواهد شد.

نظرات ()



یه عالمه تشکر
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٢۳

سلام دوستان عزیز

دلم می‌خواد یه عالمه از تمام شما خوانندگان فهیم و مهربونمون تشکر کنم که اینقدر قشنگ ما رو بین خودتون پذیرفتید و یه عالمه تشکر ویژه از تمام نویسندگان خوبتر از برگ گل این وبلاگ که همچنان پر انرژی و مهربون دستهای همکاری چهره‌های درخشان رو دست گرفتن و پا به پاش مسیر پیشرفت و ترقی رو طی می‌کنند. شاد باشید و پایدار

حجت لباف - مدیر وبلاگ

نظرات ()



دیوید رابرت جوزف بکهام
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/۱۸

متولد: 2/5/1975

ملیت: انگلیسی

محل تولد: لیتون استون

وزن: 92/73 کیلوگرم

قد: 180سانتی متر

اولین بازی ملی: 1 / 6/ 1996

باشگاه فعلی: رثال مادرید

دیوید بکهام فوتبال حرفه‌ای خود را از تیم جوانان منچستر آغاز می‌کند چند ماه پس از حضور او در تیم جوانان منچستر یونایتد وی برای بازی در جام اتحادیه انگلیس به تیم بزرگسالان دعوت شد. هر چند در اولین حضورش در تیم بزرگسالان منچستر یوناتید نیمکت نشین بود؛ ولی دو سال و نیم بعد بکهام به همراه تیم بزرگسالان برای اولین بار حضور در لیگ برتر را تجربه کرد. فصل 96/1995اولین حضور بکهام در لیگ برتربود.سرانجام دیوید بکهام دوم آوریل 1995 اولین بازی‌اش را در لیگ برتر مقابل « لیدز یونایتد » تجربه کرد و در واقع فصل 96- 95 آغازی بر درخشش این بازیکن در فوتبال انگلیس بود.دیوید ابتدا در پست هافبک راست مشغول به بازی شد که سابق بر آن پست آندری کانچلسکیس در منچستر محسوب می‌شد و گلهای زیبای خود را از همین جا آغاز کرد. مخصوصاً گل به یادماندنی‌اش در مرحله‌ی نیمه نهایی جام حذفی باشگاه‌های انگلیس در مقابل چلسی و این فصل با قهرمانی در دو جام برای شیاطین سرخ به پایان رسید. فصل 97/1996 دومین فصل حضور وی در لیگ برتر بود.او مشهورترین گل خود را در این فصل و در مقابل تیم ویمبلدون به ثمر رساند و با ضربه‌ای زیبا از وسط زمین دروازه ویمبلدون را در سل هارست پارک باز کرد.او اولین حضورش در تیم ملی انگلیس را در اول سپتامبر 1996 تجربه کرد و به همراه این تیم به مصاف مولداوی در کیشنف رفت. پیش از آن دیدار، بکهام سابقه‌ی بازی در تیم ملی زیر21 سال انگلیس را در کارنامه‌ی خود داشت.بکهام سال 1997 به همراه تیم منچستر به عنوان قهرمانی لیگ برتر انگلیس دست یافت. او بدون شک نقش به‌سزایی در این قهرمانی ایفا کرد و به عنوان بازیکن برتر انگلیس در این سال برگزیده شد.گلن هادل - سرمربی وقت تیم ملی انگلیس - بکهام را برای حضور در رقابت‌های جام جهانی 1998 فرانسه دعوت کرد.او در دو بازی نخست انگلیس نیمکت‌نشین بود؛ اما در سومین بازی تیم ملی انگلیس مقابل کلمبیا به میدان رفت و گلی زیبا روی یک ضربه‌ی آزاد در این دیدار به ثمر رساند.در جام جهانی 1998 فرانسه و دیدار انگلیس و آرژانتین درگیری بکهام با دیگوسیمونه منجر به اخراج این بازیکن شد و شاید همین امر نقش زیادی در شکست تیم ملی انگلیس در این بازی مهم داشت. اما بکهام همچنان به پیشرفت ادامه داد و درخشش او در سال 1999 وی را در کنار ریوالدو کاندیدای دریافت عنوان بهترین بازیکن اروپا و جهان کرد.بکهام در نخستین بازی فصل 99-1998 منچستر یونایتد برابر لسترسیتی باز هم منجی شیاطین سرخ شد و با گلی زیبا از روی یک ضربه‌ی کاشته، منچستر را از شکست نجات داد. سال 1999 برای بکهام سالی پر از افتخار بود. قهرمانی در لیگ برتر انگلیس، قهرمانی در جام حذفی و سرانجام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا کلکسیون افتخارات این بازیکن را کامل کرد.

بروتلین - فرزند اول دیوید بکهام- نیز سال 1999 چشم به جهان گشود و بکهام در این سال طعم پدرشدن را چشید.

سال 2000 آغازتنش‌های دیوید بکهام و سرآلکس فرگوسن - سرمربی منچستر - بود. تا جایی که او به فکر جدایی از اولترافورد افتاد اما پس از چندی از تصمیم خود صرف نظر کرد تا آینده‌ای درخشان را در منچستر بسازد.بدون شک بکهام نقش به‌سزایی در قهرمانی « شیاطین سرخ » در فصل 2000 داشت و او به مشهورترین بازیکن تاریخ انگلیس تبدیل شد. شوت‌ها، ضربات آزاد و پاس‌های دیدنی او حاکی از استعداد سرشار این بازیکن است. این ویژگی‌های بکهام همگان را به یاد روزهای جوانی و اوج پل گاسکوئین - دیگر بازیکن بزرگ انگلیس – می‌انداخت.در نوامبر سال 2000 پیتر تیلور - سرمربی وقت تیم ملی انگلیس - بازوبند کاپیتانی را برای اولین بار در بازی دوستانه انگلیس مقابل ایتالیا بر بازوی دیوید بکهام بست. پس از بازنشستگی آلن شیرر و به دنبال او تونی آدامز حالا نوبت به دیوید رسیده بود تا در داخل زمین هدایت بازیکنان تیم ملی انگلیس را بر عهده بگیرد.

اسون گوران اریکسون نیز در اولین حضورش به عنوان سرمربی جدید تیم ملی انگلیس در یک بازی دوستانه در استادیوم « ویلا پارک » به مصاف اسپانیا رفت و سه بر صفر حریف خود را مغلوب کرد.بکهام در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی 2002 عنوان کاپیتانی خود را در تیم ملی انگلیس حفظ کرد. در ماه مارس سال 2001 انگلیس در آنفیلد میزبان فنلاند بود و کاپیتان بکهام اولین گل ملی خود را برای انگلیس در همین بازی به ثمر رساند که منجر به پیروزی 2 بر 1 انگلیسی‌ها بر فنلاند شد.بکهام در فصل 2001 هم آغاز بسیار خوبی در تیم منچستر داشت و دستورات الکس فرگوسن را به خوبی در زمین پیاده می‌کرد؛اما پس از کریسمس تیم منچستر فرم ایده‌آل خود را از دست داد و حذف از رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه مونیخ خاطره‌ی تلخی را از این رقابت‌ها برای بکهام به جای گذارد.

بکهام در سال 2001 نقش ارزنده و بسیار مؤثری در تیم ملی انگلیس و همچنین منچستر ایفا کرد. بازی درخشان او مقابل تیم ملی یونان و گل‌های به یاد ماندنی‌اش در منچستر همواره در خاطره‌ها خواهد ماند. او فصل بسیار پرکاری را پشت سر گذاشت و الکس فرگوسن ترجیح داد تا برای جلوگیری از خستگی بیش از حد بکهام ، او چند بازی آخر را نیمکت‌نشین باشد؛ اما بازگشت دوباره‌ی بکهام پس از استراحتی کوتاه مدت با مصدومیت شدیدش همراه شد و او در بازی مقابل دپورتیو دچار آسیب دیدگی شد.

فصل 2003- 2002 همراه با تولد دومین پسر دیوید بکهام همراه بود. رومئو در سپتامبر2002 متولد شد. در این فصل بکهام شش گل برای یوناتید به ثمر رساند و9 بار با پاس‌های این هافبک ارزشمند منچستر به گل رسید تا این تیم جام قهرمانی را در این فصل نصیب خود کند و آرسنال - دیگر مدعی جدی این فصل - را پشت سر بگذارد. همراه با قهرمانی منچستر در این فصل دیوید بکهام نیز جایزه‌ی بهترین بازیکن سال انگلیس را از سوی هواداران فوتبال در این کشور به خود اختصاص داد. بکهام در ادامه فصل 2003- 2002 بازی‌های درخشانی از خود در منچستر به نمایش گذاشت اما این فصل آغاز درگیری‌های جدی او و سرآلکس فرگوسن - مربی منچستر - بود. بکهام با کوتاه کردن موهایش و تغییر فرم آرایش آن توجه مطبوعات و رسانه‌های ورزشی را به خراشی که بر روی پیشانی‌اش در اثر پرتاب کفش توسط فرگوسن در رختکن منچستر ایجاد شده بود جلب کرد و شاید همین موضوع بکهام را به جدایی از این تیم راسخ‌تر از پیش کرد.کشمش‌ها بین بکهام و فرگی در منچستر همچنان در فصل 2003- 2002 ادامه داشت. در این فصل بکهام اولین پیشنهاد رسمی را از سوی باشگاه رئال مادرید دریافت کرد، پیشنهاد معادل 35 میلیون پوند.در مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای لیگ قهرمانی اروپا در همان فصل منچستر در اولترافورد میزبان رئال بود و توانست4 بر3 میزبان خود را شکست دهد بکهام زننده‌ی دو گل « شیاطین سرخ » در این بازی بود. او با درخشش خود وفاداری‌اش را به تیم منچستر اثبات کرد. اما پس از آن همچنان پیشنهادهای وسوسه برانگیز باشگاه‌های بزرگ اروپایی ادامه یافت. کاپیتان تیم ملی انگلیس در بازی‌های مقدماتی یورو2004هم برای تیم کشورش درخشید و در چهار بازی نخست تیم ملی انگلیس در مرحله‌ی مقدماتی رقابتهای یورو ۲۰۰۴ گلزنی کرد. اما بکهام در دیدار جنجالی انگلیس مقابل ترکیه از بازی اخراج شد و به دنبال آن بازی ماه ژوئن مقابل تیم اسلواکی را از دست داد. در پایان آن فصل تمام توجه مطبوعات معطوف به آینده‌ی بکهام بود. بازیکنی که مورد توجه باشگاه‌های: رم، میلان، رئال مادرید و بارسلونا قرار گرفته بود و همه این تیم‌ها خواهان جذب او بودند. بارسلونا اولین باشگاهی بود که رسماً درخواست خود را مبنی بر تمایلش جهت جذب دیوید بکهام تقدیم منچستر یونایتد کرد اما در این بین تنها یک تیم بود که توانست گوی سبقت را برای جذب این ستاره‌ی انگلیسی برباید. در ژوئن سال 2003 دیوید بکهام با عقد یک قرار داد چهار ساله به تیم رئال مادرید - قهرمان باشگاه‌های اسپانیا - پیوست. منچستر در ابتدای قراردادش با رئال مبلغ 5/17 میلیون پوند بابت فروش بکهام دریافت کرد که این مبلغ با توجه به حضور بکهام در رقابت‌های لیگ قهرمانان و نمایش او در رئال تا 25 میلیون پوند قابل افزایش بود.سرانجام بکهام راهی رئال شد و جدایی او از منچستر یوناتید خلأ بزرگی در خط میانی این تیم به وجود آورد. سرخ‌پوشان اولترافورد با از دست دادن کاپیتان تیم ملی انگلیس شاید توجه بسیاری از رسانه‌ها و محافل ورزشی را که معطوف به بکهام بود از دست دادند. بکهام طی سال‌های حضورش در منچستر در 397 بازی که برای این تیم انجام داد 86 گل به ثمر رساند.

شروع کار بکهام در رئال با انتقادات زیادی همراه بود. بسیاری معتقد بودند که او نمی‌تواند در تیم رئال شرایط آرمانی خود را باز یابد و همانند گذشته بازی‌های خوبی از خود ارائه دهد؛ اما این هافبک ارزشمند پاسخ هواداران را به گونه‌ای دیگر داد و در سه بازی مختلفی که برای رئال به میدان رفت دو بار گلزنی کرد. هر چند پس از آن ادعایی بر ارتباط نامشروع بکهام ، علاوه بر زندگی خصوصی بر فوتبال او نیز تأثیر زیادی گذاشت، فصلی که بکهام به همراه رئال بدون کسب هیچ عنوانی پشت سر گذاشت.

بالاخره در تابستان سال 2004 بکهام بازی‌های بسیار ضعیفی را در رقابت‌هایی یورو2004 از خود به نمایش گذاشت و با از دست دادن دو پنالتی حساس موجبات حذف تیم ملی انگلستان را از گردونه‌ی این رقابت‌ها فراهم کرد. فصل 2005- 2004 نیز دیوید موفق به کسب مقامی به همراه رئال نشد. فصل 2006- 2005 نیز فرصت مناسبی برای دیوید بکهام بوده است.

نظرات ()



علی نصیریان
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/۱٦
تاریخ و محل تولد
پانزدهم بهمن ماه سال 1313، تهران
علی نصیریان متولد 1313 تهران و فارغ التحصیل از هنرستان هنرپیشگی تهران است. وی فعالیت هنری را سال 1331 با بازی در تئاتر «جامعه باربد» آغاز کرد، نمایش‌های او «بلبل سرگشته»،‌ «امیر ارسلان»، «بنگاه تئاترال»،‌ «بازرس»، «آگهی ازدواج» و .. می‌باشند. او سال 1335 جایزه نخستین مسابقه نمایشنامه‌نویسی را برای نمایش «بلبل سرگشته» دریافت کرد. فیلم «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی‌ نخستین فعالیت سینمایی اوست. نصیریان سال 1380 در برنامه تلویزیونی «چهره‌های ماندگار» در رشته‌ی بازیگری تئاتر و سینما برگزیده شد.
نظرات ()



یه پُست توضیحی
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/۱٤
درباره وبلاگ گروهی چهره‌های درخشان: یه وبلاگ کاملاً گروهیه که مدیرش و آغازگر کار، خودم هستم با چند گروه همکار خیلی خوب که البته هنوز گروهها کامل نشدن. قراره به لطف خدا و یاری دوستان عزیزم، یه وبلاگی باشه درباره "زندگینامه بزرگان معاصر". یه توضیح: اگر من از دوستان عزیز نویسنده خواستم در ابتدای کار وبلاگ درباره خودشون یک زندگینامه مختصر و مفید بنویسن، فقط به این دلیله که خواننده‌های وبلاگ و دوستان دیگه، با این عزیزان که قراره تا پایان کار وبلاگ در فعالیتهاش همکاری داشته باشن، آشنایی کامل پیدا کنن و مطمئن بشن که با گروه کاملاً متخصص و با تجربه‌ای در ارتباط هستن و این مسأله خدای نکرده حمل بر خودستایی نشه که حجت لباف خودشون رو درخشان‌تر از همه حساب کرده و .. البته بماند که این دوستان هر کدوم ستاره درخشانی بر آسمان فرهنگ ایران زمین هستن و هر کس با حجت لباف همکار بشه، می‌تونه اطمینان داشته باشه که حجت لباف در حد توانش، اون رو در رسیدن به آرمان‌ها و آرزوهای سبزش یاری می‌کنه.. وبلاگ چهره‌های درخشان رو اگه هر چند روز یه بار ببینید، هر بار تغییر جدیدی رو در قالب و ظاهر وبلاگ مشاهده می‌کنید که نشون دهنده اینه که قراره بخشهای خیلی خوب و مفیدی در کنار زندگینامه‌ها داشته باشیم و ناگفته نماند که بعد از مدتی سیستم جستجو برای زندگینامه‌ها در گروه بندی‌های مختلف هنری، ورزشی و علمی قرار خواهیم داد و همچنین لیستی از تمام زندگینامه‌ها،تا جستجو برای خواننده وبلاگ راحت‌تر باشه. بنابر اون چیزی که در ذهن من هست، ان شاء الله حداقل چهارده نویسنده خواهیم داشت و هر روز هفته رو اختصاص به معرفی یک چهره درخشان از یکی از گروه های مختلف هنری یا ورزشی یا علمی خواهیم داد. ممنونم از تمام نظران و پیشنهادات قشنگ و مفیدی که چه دوستان قدیمی خودم و چه دوستان جدید و یا دوستان نویسنده‌های عزیزمون ارئه کردند و مطمئن باشید حجت لباف روی تمام این پیشنهادات فکر می‌کنه و از اونها استفاده. باز هم دوستانه از تمام دوستان عزیز که تمایل به همکاری دارن، در خواست می‌کنم فقط با خود من هماهنگ کنن و برای سریع‌تر پیش رفتن امور معرفی شون به گروه، لطفا یه زندگینامه کوتاه از خودشون به همراه بیان تمام زمینه های علمی و ادبی و ورزشی که در اون تخصص یا حداقل علاقه وافری دارن، بنویسن و برای من ایمیل کنن تا باهاشون تماس بگیرم و البته از قبل می‌گم که من به عنوان مدیر این وبلاگ دلم می‌خواد دوستانی با من همکاری داشته باشن که با شور و شوق و فقط از روی علاقه به فرهنگ ایران زمین به جمع ما بپیوندند و تا آخر راه حرف از خستگی و بی‌علاقگی نزنند و هیچ‌وقت به گروه انرژی منفی منتقل نکنند و اگر مشکلی طی راه پیش اومد، فقط و فقط و فقط با خود من در میون بگذارن.سرسبز باشید و پایدار خدانگهدارتانبرایم دعا کنیدمدیر وبلاگ
نظرات ()



حامد رجایی
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٩

بیش از ۲۶ سال پیش در ۲۲ بهمن ۵۹ ٬ در کشوری ٬ کیلومترها دورتر از ایران٬به دنیا آمدم..جایی که افراد با مو و چشم و ابروی سیاه و پوست سبزه٬ غریبه حساب می‌شدند...

از ۷ سالگی به ایران آمدم٬ در حالیکه به خوبی نمی‌توانستم فارسی حرف بزنم و جمله‌نویسی و املا ٬ سخت‌ترین درسهای من بودند..اما در درسهای دیگر مشکلی نداشتم و در درس انشا به جرات می‌توانم بگویم ـ حتی به تصدیق معلمانم ـ که یک نابغه بودم..از کلاس سوم ابتدایی دیگر مشکلی نداشتم و در درس شکوفا شدم و بارها و بارها در آزمونهای مدرسه و شهر و استان و کشور رتبه اول را کسب نمودم...

در رشته تجربی تحصیل کردم و در دانشگاه شهیدبهشتی رشته پزشکی خواندم..در اسفند ۱۳۸۵ فارغ‌التحصیل شدم و از آبان امسال به خدمت مقدس سربازی خواهم رفت...

وبلاگ‌نویسی را از ۱۱ اردبیهشت ۱۳۸۲ با وبلاگ نم‌نم آغاز کردم..وبلاگهای دیگری نیز دارم که موضوعات و سبکهای دیگری را در آنها اجرا می‌کنم...

نکته مهم دیگری در زندگیم وجود ندارد...!

نظرات ()



بنت الهدی صدر
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٧

نامش بنت الهدی ست، شهرتش صدر

22 سال در محضر خدا در کلاس درس دنیا شاگردی کرده و می‌خواهد باقی عمر را در همین کلاس شاگردی کند، و اتفاقا در این یک درس که فقط یک واحد دارد به نام زندگی، بسیار نمره گراست و دلش بهترین نمره را می‌خواهد.

گاهی می‌نویسد

برای خودش

و حالا اینجا هم ..

دانشجوی مهندسی کامپیوتر است که به برنامه‌نویسی علاقه دارد.

خبرنگار و گاهی هم معلم است.

برای نوشتن وقایع اجتماعی انگیزه دارد.

هر از گاهی هم به کارهای هنری مثل طراحی و خوشنویسی و شیرینی پزی و خیاطی و کارهای متفرقه دیگر می‌پردازد.

از دنیا هر چه بداند سیر نمی‌شود!

مدتی است که وبلاگی را با عنوان دادگاه رسمی و وبلاگی دیگر را با عنوان دوستانه می‌نویسد و تا جایی که بتواند در یاهو360 فعال است.

دغدغه‌اش را "سید علی صالحی" این گونه سراییده:

حالا باد می‌آید

باران می‌آید

و به گمانم کسی از راه گل سرخ خواهد آمد

نمی‌دانم

به طور قطع و یقین نمی‌دانم

دیر یا زودش را

ترانه‌ای باید

یا چیزی که شما تحملش می‌نامید ..

نوشته شده توسط : بنت الهدی صدر

نظرات ()



آیدین مهتر
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٤
آیدین حیدریان مهتر ملقب به سلطان غم
                                       
مهر ماه سال ۱۳۶۶ در بیمارستان پاستورنو به دنیا اومدم.
دانشجوی سال دوم رشته عمران  هستم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج.
در سالهای خردسالی به قلم‌نویسی علاقه‌مند شدم و از همان روزها چیزهایی می‌نوشتم اعلم از عشق و خاطره که باهاشون زندگی می‌کردم. در سن ۱۶ سالگی این علاقه به سمت بهتر شدن خو گرفت و تونستم سبک کاری خودم و پیدا کنم و در ۱۸ سالگی نوشته‌هام رنگ و بوی تازه‌ای گرفت تا مخاطب با خواندن شعرها روحیه‌اش تغییر میافت و اکنون:
من شعر می‌نویسم در اوج تنین
از خدا و آسمان و این زمین
من شعر می‌نویسم از اوج زمان
آدم ها و زندگیشون و خزان
من شعر می‌نویسم از باد نسیم
رقصوان این دیار بزرگ عظیم
من شعر می‌نوسم از روزگاران
از ره سرگذشت آن بی نوایان

من شعر می‌نویسم از کودکی
خاطرات مانده خوبی از رودکی

من شعر می‌نویسم از شاعر قدیم
شاعری استاد چون فردوسی حکیم

من شعر می‌نویسم بدون خستگی
در کویر شعرم اما بدون تشنگی
در دی ماه سال ۱۳۸۳ وبلاگ سخن و شعر افتتاح شد و شروع به نوشتن شعرهای خودم  در این وبلاگ کردم. که خداروشکر تونستم دوستای زیادی پیدا کنم.
از علاقه‌مندی هم می‌تونم به:
رنگ قرمز . استاد رهی معیری . شاعر معاصر نغمه رضایی . استاد بزرگ سیاوش قمیشی . تیم پرسپولیس . تیم یوونتوس . ادگارد داویدز . ماورو کامورانزی . غذای پلو اندونزی . گردش . مراکز تاریخی و باستانی . و .. اشاره کنم.
و در اخر خودم و جزو این اساتید بزرگ نمی‌بینم که بخوام دست به قلم بیشتری ببریم.
مرا بخوان امشب که سودای تورا دارم    در این رهسپار زندگی نیاز مبهمی دارم
نظرات ()



ترش و شیرین
نویسنده: حجت لباف - ۱۳۸٦/٧/٢

خوشا به حال مجنون که هر روزش عید فطر بود٬چرا که هر روز چشمش به روی ماه لیلی می‌افتاد و مجنون می‌شد و روزش عید می‌گردید....!

                                                        ***

با سلام..حامد رجایی هستم..یک پزشک عمومی تازه‌کار..گهگاهی برایتان خواهم نوشت..عید فطر هم پیشاپیش مبارک..

نظرات ()